|
تاریخ عضویت: May 2009
نوشته ها: 29
سپاس ها: 0
سپاس شده 1 در 1 پست
|
آسيبشناسي برنامههاي تله تئاتر
آسيبشناسي برنامههاي تله تئاتر
فهرست مطالب :
1 نوع رويكرد مراكز به تله تئاتر
2 انتخاب يا نگارش متن
3 بازيگري
4 كارگرداني هنري
5 كارگرداني تلويزيوني
6 طراحي صحنه و دكور و گريم
7 نورپردازي
8 گريم
1ـ نوع رويكرد مراكز به تله تئاتر (نمايش تلويزيوني)
در شبكههاي استاني، تله تئاتر به هر دليل نسبت به ساير قالبهاي الف و ب با تعداد كمتري توليد ميشود.
اين مسئله معلول علتهاي مختلف است كه فعلاً مورد نظر اين مبحث نيست. سمت و سوي اين بحث به گونهاي است كه نوع رويكرد مراكز به تله تئاتر مورد بررسي اجمالي قرار گيرد.
برخي از مراكز, تله تئاتر را در حد ضبط سادة اجراي يك نمايش ميدانند.
به علت سختي توليد و يا هزينهبر بودن تله تئاتر, بعضي شبكهها ترجيح ميدهند كمتر سراغ توليد تله تئاتر بروند و به جاي آن فيلم تك قسمتي بسازند.
به لحاظ ساختاري, برخي از آثار توليد شده, بين قالبهاي مختلف مثل تله تئاتر و فيلم داستاني معلق هستند.
برخي مراكز پتانسيل لازم براي توليد اينگونه آثار را ندارند و برخي ديگر, از امكانات موجود استفادة مطلوب نميكنند.
پيشنهاد :
اين درست كه تله تئاتر نمايش ضبط شده است اما هر نوع ضبطي قابل قبول نيست. براي ضبط حرفهاي يك نمايش, بايد اقدامات زير انجام شود.
ابتدا مراحل مختلف تمرين و آماده ساختن يک نمايش توسط گروه هنري, مانند همة نمايشهاي صحنهاي, انجام و به نقطه نهايي و عرضه برسد.
عوامل نا آشنا با امكانات فني تلويزيون و شرايط ضبط, كاملاً توجيه شوند.
جلسات هماهنگي و مفاهمه بين كارگردان هنري، كارگردان تلويزيوني و تصويربرداران برگزار شود.
طراحي نور، دكور، گريم، تصوير با هم هماهنگ شوند.
بازيگران تمرينات لازم را انجام داده و هماهنگيهاي لازم با عوامل فني صورت گرفته باشد.
ضبط با وسواس و دقت تمام انجام شود.
در نهايت, مونتاژ نهايي و صداگذاري با حوصله و دقت صورت پذيرد.
بديهي است تمام توصيههاي فوق در جهت ارتقاء كيفيت فني و هنري كار و در خدمت ساختار دراماتيك متن انجام ميشود. البته ناگفته نماند که در نمونه كارهاي بعضي از شبكههاي استاني, اين روند حرفهاي طي ميشود و نتيجة كار نيز مسلماً رضايتبخش است.
گرايش عمومي به ساختن فيلمهايي که به فيلمهاي «سينمائي ـ ويدئويي» معروف شده اند همة شبكههاي استاني و سراسري را فرا گرفته است. به نظر ميرسد بسياري از دستاندركاران توليد ترجيح ميدهند وقت و انرژي و بودجة مربوط به تله تئاتر را صرف توليد فيلمهاي تك قسمتي كنند، ظاهر شأن و ضرورت توليد اين فيلمها بيشتر است. اين استنتاج نتيجه منطقي مقايسه حجم توليدات در اين دو قالب است.
از طرف ديگر, چون بضاعت فني و هنري و مالي شبكههاي استاني متناسب با توليد فيلمهاي سينمائي ويدئويي نيست (در فصول قبل اشاره شد) عملاً آثار موفقي در قالب فيلمهاي سينمائي ويدئويي ساخته نميشود. اتفاقاً با نگاهي كلي به فيلمها و سريالهاي داستاني شبكههاي استاني, ميتوان به اين نتيجه رسيد كه اين شبكهها براي توليد نمايشهاي تلويزيوني آمادگي و ظرفيت مناسبتري دارند. اگر تله تئاتر با شرايط و كيفيت مطلوب توليد شود, قطعاً مورد رضايت و توجه مخاطبان نيز واقع ميشود.
به علت عدم توجه به تمايز ساختار تله تئاتر و فيلمهاي سينمائي ويدئويي, اغلب تله تئاترها و فيلمهاي سينما ويدئويي در حوزة قالب, معلق هستند. تله تئاتر تا حدود زيادي از قواعد و ويژگيهاي تئاتر صحنه تبعيت ميكند و فيلم ويدئويي از قواعد ساختاري آثار سينمائي بهرهمند است. به علل مختلف كه ـ برخي از آنها در اين مجموعه مورد اشاره قرار گرفت ـ اين تفكيك و تمايز در كارها رعايت نميشود. در نتيجه، برقراري در ارتباط مخاطب با برنامه دچار اشكالاتي ميشود. مثلاً مخاطب تئاتر و تله تئاتر توقع شليك اسلحه در صحنه را ندارد. او به تجربه درك كرده كه افكت گلوله, به معناي شليك اسلحه است. اگر قالب يك كار در همة سكانسها و بخشها تله تئاتر باشد, اين قاعدة تئاتري در ذهن مخاطب هدايت احساس و ارتباط او با اثر را انجام ميدهد, اما اگر يكدستي قالب رعايت نشود, ذهن مخاطب دچار تعارض ميشود. مثلاً در يك فيلم سينمائي شليك گلوله بيكم و كاست بايد نشان داده شود تا باور پذير باشد؛ زيرا تجربة مخاطب اينطور ميگويد كه فيلم عين واقعيت با همة ويژگيهايش است. از اين رو تمام تكنولوژي و دستاوردهاي علمي و صنعتي كشورهاي پيشرفته در عرصة سينما, در خدمت واقعنمايي موضوع فيلمها قرار ميگيرد.
بنابراين اگر كارگردان و نويسندة تله تئاتر در تمام اجزاي برنامه قائل به استقلال قالب كار خود نباشند، يا متوجه اين نكته نباشند، لطمة اساسي به ميزان اقبال و ارتباط مخاطبان برنامه وارد ميگردد.
شبكه تلويزيوني استانهايي كه در عرصههاي مختلف فرهنگي و هنري از سابقة تاريخي درخشاني برخوردارند و داراي ظرفيتها و بستر مناسب هستند، بايد در امر برنامهسازي متكي به همين اندوختههاي فرهنگي و معنوي باشند. انتظار ميرود در اين شبكهها برنامهسازي تلويزيوني ـ به ويژه برنامههاي داستاني و تله تئاتر ـ از جايگاه ممتازي برخوردار باشد و آثار قابل توجه توليد نمايند. در بعضي موارد, اين توقع توسط هنرمندان و همكاران خوش ذوق و ساعي پاسخ داده شده است, ولي متأسفانه در اغلب موارد, توان بالقوه و انرژي نهفتة عظيم موجود در استان كه بايد منشأ اثرات مثبت فراوان در شبكه استاني گردد، مورد كمتوجهي و غفلت واقع ميشوند. جاي تأسف است، استانهايي كه قرنها تغذيه كنندة فرهنگي و معنوي كل كشور و حتي منطقة خاور ميانه بودهاند, به لحاظ توليد آثار فاخر ـ به ويژه در عرصههايي نظير تله تئاتر ـ ضعيف ظاهر شوند. بنابراين, توصيه ميشود با برقراري ارتباط سالم و سازنده با مراكز فرهنگي و هنري دولتي و خصوصي در سطح استان, زمينة رشد و پويايي بعضي قالبهاي برنامهسازي نظير تله تئاتر فراهم شود.
از طرفي در اكثر شبكههاي استاني امكانات اولية نسبتاً مناسبي نظير استوديوي بزرگ، دوربين و تجهيزات جديد ضبط گردآوري شده است؛ يعني بسترسازي و سرمايهگذاري فني و سختافزاري انجام شده است و اگر کمبودي هست, کمبود امکانات نرمافزاري است.
اما برخي مناطق كشور به هر دليل از سابقة هنري كمتري در عرصههايي نظير نمايش برخوردارند. لذا در تشكيل گروه هنري جهت تهيه تله تأتر به ويژه تأمين و انتخاب بازيگران, توانا در مضيقهاند؛ اين مشكلات شايد در حوزة امكانات فني و مالي نيز مشاهده شود.
نظر به مزيتهاي تله تئاتر به عنوان يكي از رايجترين قالبهاي تلويزيوني جهان، بايد به كمك اين مراكز شتافت. تعامل و مشاركت بين استانهاي همجوار در زمينة توليد محصولات مشترك در قالب تله تئاتر, ميتواند موجب رشد و تعالي اين نوع برنامهسازي در همة شبكههاي استاني شود.
2ـ انتخاب يا نگارش متن تلهتئاتر
در زمينة انتخاب متون تله تئاتر, آسيبهاي زير مشاهده ميشود :
از عناصر فولكلور و بومي كمتر استفاده ميشود.
عليرغم رفع بسياري از محدوديتهاي اجرائي، از قابليتهاي فني و امكانات رسانهاي استفادة مطلوبي نميشود.
در انتخاب موضوع, تنوع و حسن سليقة كمتر ديده نميشود.
به علت مشكلات تهيه فيلمهاي داستاني با موضوع دفاع مقدس, اكثر تله تئاترهاي شبكههاي استاني پيرامون اين موضوع توليد ميشوند.
پيشنهاد :
نگارش متن بر اساس افسانهها، فرهنگ عامه و استفاده از زبان محلي, ميتواند باعث افزايش رويكرد مخاطبان به اين قالب برنامهسازي شود. براي نهادينه كردن توليد و پخش و تماشاي تله تئاتر در شبكة استاني و در بين مخاطبان, استفاده از منابع فرهنگ بومي, مفيد و كارساز است.
نويسنده در صحنة تئاتر محدود عمل ميكند, چرا که او بايد جهان واقعي را در قالب قواعد تئاتر و پارهاي نمادها در صحنهاي محدود و رو به تماشاگر مجسم و بازسازي نمايد. در تلويزيون بسياري از اين محدوديتها برداشته شده است تركيب فضاهاي واقعي با فضاي صحنهاي به راحتي انجام ميشود ميتواند در مواقع لزوم چهره و حالات بازيگران را در اختيار مخاطب قرار دهد. در تلويزيون, همچنين امكانات نوري، پرده آبي، و ... همه در جهت پرو بال دادن به تخيل و قلم نويسنده فراهم شده است.
لازم است نويسنده در هنگام نگارش متن با كارگردان هنري و تلويزيوني مشاوره داشته باشد و حتي با برخي امكانات فني آشنايي پيدا کند.
اگر متن از قبل براي اجراي صحنهاي نوشته شده است و توسط كارگردان يا تهيه كننده, براي تبديل شدن به تلهتئاتر انتخاب ميشود, بايد نكات ذكر شده توسط همكاران محترم هنگام انتخاب متن مد نظر قرار گيرد
نوعي محدوديت در انتخاب موضوعات مشاهده ميشود كه بيتأثير از فضاي كلي حاكم بر تئاتر و سينما و تلويزيون كشور نيست. بداعت و نوآوري، به لحاظ تكنيكي و يا موضوعي كمتر ديده ميشود. رجوع به آثار نويسندگان برتر داخلي و خارجي، مطالعة نشريات داخلي و خارجي مرتبط با تئاتر و حضور در جشنوارههاي تئاتر و پيگيري جريانهاي موجود در مجامع فرهنگي و هنري, ميتواند شبكههاي استاني را با امکانات خاص اين قالب هنري که بسيار هم مناسب رسانة تلويزيون است آشنا نموده و ضمناً آنها را از دنبالهروي بيثمر، شبکههاي سراسري، باز بدارد.
موضوعات مرتبط با دفاع مقدس بسيار ارزشمندند و در اين نکته هيچ شكي نيست, اما بخش عمدهاي از دفاع مقدس رزمندگان ايراني مثل هر جنگ ديگري, شامل شليك، انفجار، خونريزي، تخريب و حركت و اكشن بود. معني اين حرف آن است كه اتفاقاً موضوعات جنگي به اندازةديگر موضوعات مناسب تبديل شدن به تلهتئاتر نيستند و بهتر است در قالب فيلمهاي داستاني تهيه شوند. نويسندگان براي دور زدن اين محدوديتها به سراغ رزمندگان بعد از جنگ ميروند. اما پرداختن به مسائلي نظير واكنش رزمندگان و جانبازان دوران دفاع مقدس با جامعة بعد از جنگ و مسائل اجتماعي پيرامون, به خاطر پيچيدگيها و حساسيتهاي خاص خود, تبديل به آثاري كليشهاي، سطحي و تکراري شده و از رزمندگان چهرهاي متعارض با جامعه و ناهماهنگ با جريان زندگي عادي عرضه شده است. اين نوع برنامهسازي, بيشتر به ارزشهاي دفاع مقدس لطمه ميزند. اين كه چرا موضوعات مربوط به دفاع مقدس بيشتر در قالب تله تئاتر ساخته ميشود, خود نيازمند كنكاش و آسيبشناسي مفصلي است, اما پيشنهاد ميشود با استفاده از ظرفيتهاي جبهه و جنگ، مثل سنگرهاي گروهي, درمانگاههاي صحرايي، بخش تداركات و ... موضوعات و موقعيتهاي نمايشي در بحبوحة جنگ و درگيري نوشته و پرداخته شوند, در نتيجه از ظرفيتهاي صحنة جنگ, در جهت بكارگيري و تعميق عناصر درام, استفادة بهينه ميشود. از طرفي, در طراحي شخصيتها بايد رعايت اعتدال بشود. رزمندگان از بطن مردم همين جامعه به پا خاستند, پس از همين مردم با ويژگيهاي زميني و با همة خصوصيات مردم عادي بودند. بنابراين, بعضي از اغراقها در ارائه ويژگيهاي مثبت آنان, موجب جدايي آنان از بدنه جامعه شده و امكان درك و فهم آنها براي مخاطب به ويژه نسل جوان, دشوار ميشود.
3ـ بازيگري
مانند ساير آثار نمايشي و داستاني, بازيگري اولين عنصري است كه باعث برقراري خط ارتباط بين برنامه و مخاطب ميشود. خصوصاً در قالب برنامهسازي تله تئاتر, بازيگري حساسيت ويژهاي دارد. نظر به اينكه متن تله تئاتر متني نمايشي است که براي اجرا در تلويزيون نگاشته ميشود، مانند همه آثار نمايشي كيفيت اجراي بازيگران و نحوة بيان آنها و بكارگيري بازيگر اهميت ويژهاي دارد, كلاً نقش و حضور بازيگر در تله تئاتر حساستر از ساير قالبهاي الف و ب ميباشد. در اينجا به پارهاي از آسيبهاي آشكار در عرصه بازيگري آثار تلهتئاتر پرداخته ميشود.
برخي بازيگران آثار تله تئاتر, بر اساس اصول بازيگري در تئاتر انتخاب نميشوند.
بعضي از بازيگران نسبت به رسانة تلويزيون آشنائي ندارند.
پيشنهاد
بازيگر تئاتر داراي ويژگيهايي است كه او را نسبت به بازيگر سينما متمايز ميكند. توانايي بيان استفاده از انرژي اعضاء بدن و صداي زيبا و رسا, از جمله اهم اين ويژگيهاست. در برخي آثار تله تئاتر مشاهده ميشود که بازيگران فرعي و حتي بازيگران اصلي در بيان و بازي ضعيف هستند.
بازيگران تله تئاتر حتماً بايد از بين بازيگران با تجربه و آشنا به مقولة نمايش انتخاب شوند.
بازيگراني كه در فيلمها و سريالهاي داستاني بازي قابل قبولي دارند, معلوم نيست در تله تئاتر نيز بازي موفقي ارائه دهند. پس در مورد سپردن نقش به بازيگران بايد دقت لازم را نمود. اجراي بازي اغراقآميز به معناي اجراي تئاتري نيست.
گاهي مشاهده ميشود بازيگراني كه از تئاتر به تلويزيون دعوت شدهاند از اقتضائات، محدوديتها و امكانات رسانة تلويزيون كمتر اطلاع دارند, در نتيجه عليرغم توانايي بالا در عرصة بازيگري, بازي مطلوبي در تلويزيون ارادئه نميدهند. براي اين دسته از بازيگران, بايد شرايط ضبط به طور آزمايشي اجرا شود تا آنها بتوانند خود را با آن هماهنگ نمايند. متذكر ميشويم در بين آثار تله تأتر توليد شده در مراكز بازيهاي درخشان و موفق هم مشاهده ميشود كه جاي اميدواري است.
سخني با مديران و تصميم گيرندگان مراكز استاني :
در مورد انتخاب و جذب بازيگران ـ به ويژه براي تله تئاتر ـ بايد محدوديت و حساسيت بيشتري قائل شد. در تله تئاتر فاكتورهاي متنوع و جذاب آثار داستاني مثل تنوع لوكيشن، تعدد بازيگر و جلوههاي ويژه, كمتر وجود دارد. در نتيجه, بخش اعظم بار نمايش بر دوش بازيگر است و موفقيت كار و منوط به بازي اوست.
تهية آثار موفق تلهتئاتر ـ چه آثار داخلي و چه خارجي ـ و نمايش آن همراه با برگزاري جلسات نقد و بررسي با حضور بازيگران با تجربه, ميتواند در اين زمينه مفيد فايده باشد.
4ـ كارگردان هنري
مسئوليت اجرائي و كيفي برنامههاي تلويزيوني ـ به ويژه برنامههايي كه در فضاهاي استوديويي ضبط ميشوند ـ بر عهدة كارگردان هنري و تلويزيوني است. با مرور آثار تله تئاتر شبكههاي استاني به مواردي برخورد ميشود كه به عنوان آسيب يا نقطه ضعف در اكثر مراكز قابل بررسي است. موارد ذيل از اين دسته از آسيبها يا نقاط ضعف است :
معمولاً انتخاب گروه هنري كه وظيفة اولية كارگردان هنري است, با كاسيتها و كمبودهايي همراه است.
گاهي كنترل درستي بر كيفيت كار عوامل فني اعمال نميشود.
در بعضي آثار شرايط ضبط تلويزيوني محدوديتها و امكانات مورد توجه دقيق قرار نميگيرد.
مرز بين قالب بياني تلهتئاتر با ديگر و قالبها و گونههاي تلويزيوني مخدوش ميشود.
پيشنهاد
تركيب گروه هنري به لحاظ هنري و کيفي بايد همگن باشد. گاهي مشاهده ميشود بازيگران و كارگردان كار خود را به خوبي انجام ميدهند, ولي طراحي دكور ضعيف است. يا طراحي دكور و صحنه قابل قبول است اما اجراي اين بخشها ضعيف صورت گرفته است. چون اين عوامل بر يكديگر تأثير مثبت و منفي مستقيم دارند, تركيب عوامل دستاندركار امور هنري تله تئاتر بايد به گونهاي باشد كه كيفيت كار هم را خنثي نسازند. با بررسي سوابق كاري افراد همكار، ميتوان به وضعيت مناسب دست يافت. آنچه مهم است آنكه كارگردان نبايد تفاوتها و تمايزهاي بين کار داستاني و نمايش صحنهاي با نمايش تلويزيوني (تله تئاتري) را ناديده بگيرد.
تشخيص اشكالات و نقاط ضعف بخشهاي هنري تله تئاتر و تلاش در جهت رفع آنها, به عهدة كارگردان است. اگر هر يك از همكاران برنامه, از نويسنده گرفته تا طراح صحنه و گريم, به هر دليل از عهدة انجام وظيفة خود بر نيامده باشند, اين كارگردان است كه بايد با تمام توان و امكانات خود, در صدد برطرف نمودن اين نواقص همت گمارد. به ويژه, كارگردان بايد تلاش خود را در خصوص رفع اشكالات متن به كار بگيرد چرا كه معمولاً يكي از نقطه ضعفهاي اصلي اينگونه برنامههاضعيف بودن متن از لحاظ ساختار نمايشي و شخصيتپردازي و ديالوگ نويسي است.
مطالعة متون موفق و انجام مشورت در زمينة مسائل مربوط به متن و ساير عناصر هنري قبل از شروع ضبط ميتواند راهگشا باشد. هدايت درست بازيگران, به ويژه آنان كه كمتر با رسانة تلويزيون آشنا هستند, به عهدة كارگردان است.
كارگردان هنري بايد دانش و اطلاعات كاملي در زمينة امور فني, به ويژه نورپردازي و كار با دوربينها داشته باشد. او بايد بتواند با عوامل فني تعامل مثبت برقرار سازد. اگر كارگردان هنري در اين حوزه ضعيف باشد, به نظر ميرسد اين خطر وجود دارد كه تفكرات و عملكرد گروه فني بر عملكرد كارگردان و گروه هنري غلبة ناروايي پيدا كند. در اينجا قصد ايجاد تفرقه بين گروه فني و هنري نيست اما نبايد فراموش كرد كه كلية امكانات و عوامل فني بايد در خدمت امور هنري كار قرار گيرد. بنابراين، دو بخش هنري و فني بايد با يكديگر تعامل برقراركنند و مكمل هم باشند.
سخني با مديران و تصميم گيرندگان مراكز استاني :
كارگردان هنري تله تئاتر بايد از دانش تخصص و عمق انديشة لازم برخوردار باشد. تجسم حالات دروني شخصيتهاي نمايش و ايجاد موقعيتهاي ناب نمايشي و بهرهگيري از عوامل و عناصر درام, نيازمند تجربه، دقت و تلاشي درخور توجه است.
در نتيجه, در گزينش كارگردان هنري تله تئاتر بايد نهايت دقت لحاظ شود. اگر كارگردان هنري فردي شايسته و با كفايت باشد, ميتوان اميد داشت كه ضعفهاي ساير عوامل را شناسائي و مرتفع سازد. در غير اينصورت, حتي اگر عوامل و گروه ارزشمندي در اختيار او باشد, به علت استفادة نامطلوب از امكانات در اختيار, نتيجة كار رضايت بخش نخواهد بود.
5ـ كارگرداني تلويزيوني
در اكثر برنامههاي بررسي شده, نوع نگاه حاكم بر كارگرداني فني، نگاهي محدود و گاهي غلط است. وظيفة كارگردان فني صرفاً سوئيچ كردن سه دوربين به هم نيست. حتي اگر اين نگاه در برنامههاي روتين شبكههاي پذيرفتني باشد (كه جاي بحث دارد) در يك تلهتئاتر اين حداقل وظيفة كارگردان تلويزيوني است و توقعات بيشتري از او ميرود. به طور كلي آسيبهاي بارز اين حوزه بررسي ميشود :
معمولاً طراحي پلانها و كادربندي متناسب با سوژه و شرايط صحنه و دكور, در خدمت ساختار درام نيست.
گاهي نوع كات استفاده شده مناسب نيست.
حركات دوربين يا بسيار محدود است و يا مبتني بر منطق و هماهنگ با موضوع و درام نيست.
گاهي تنظيمات دوربينها با يكديگر هماهنگ نيست.
پيشنهاد :
اندازة نماها و زواياي دوربين در كنار ساير فاكتورها, امكاني در جهت بيان زيباتر و تأثيرگذارتر موضوع و ارتقاي كيفيت يك تلهتئاتر است. حال اگر ترکيببندي (كمپوزسيون) پلان يا انتخاب زاويه و نما در جهت دستيابي به بيان نكتهاي خاص دقيق و فکر شده نباشد، اين امكانات نيز به هدر رفته و گاهي خود به عواملي مزاحم و آزار دهنده تبديل ميشوند. در نتيجه، بايد ترکيببندي پلانها با ساير اجزاء ـ مثل دكور و نور و ميزانسن ـ هماهنگ باشد. زاوية دوربين بايد مبتني بر مفهوم باطني صحنه و موقعيت نمايشي و در جهت القاي حسي خاص باشد. طراحي پلانها نبايد به گونهاي باشد كه ميزانسن سامان يافته و هدفمند كارگردان هنري عقيم بماند. شناخت و مطالعة عوامل نمايش توسط كارگردان فني در اين رابطه مفيد است. زواياي دوربين هم نبايد به گونهاي انتخاب شوند كه تقطيع و كات پلانها با پرش همراه شود.
درست است كه تجهيزات فني در اختيار كارگردان فني انجام هر نوع كات (مستقيم و غيرمستقيم) را بسيار تسهيل نموده است, اما استفاده از اين امكانات بايد تابع منطق و قاعده باشد. تقطيع پلانها با واسطة ديزالو يا به وسيلة كات مستقيم, بايد همسو با روند قصه و فضاي حاكم بر صحنه باشد. اين نكتهاي مهم است که در تلهتئاترهاي بررسي شده گاهي مورد غفلت قرار ميگيرد. همانطور كه يك تدوينگر موارد كاربرد انواع كات را بايد بشناسد,يک كارگردان تلويزيوني هم بايد منطق و علت استفاده از انواع مختلف كات را بشناسد. مرور اصول زيبائيشناسي تدوين در اين زمينه به كارگردانهاي تلويزيوني پيشنهاد ميشود.
حركات دوربين به خودي خود زيبا نيست. اين حركات وقتي در خدمت بيان هنري و مفهومي برنامه قرار ميگيرد، باعث ارتقاي كيفيت هنري و زيبائي شناختي تصاوير ميشود. در طراحي حركات دوربين, افراط و تفريط جايز نيست. به عبارت ديگر, بر اساس نياز صحنه و ميزانسن و تفكر كارگردان هنري بايد مبادرت به طراحي و اجراي اين حركات نمود. هر حركتي از نقطهاي آغاز ودر نقطهاي پايان مييابد, در نتيجه بايد بين پلان قبلي و پلان بعدي آن هماهنگي لازم ـ به ويژه در مورد نحوة تقطيع و اتصال ـ بوجود آيد، زيرا كات زدن پلانهاي حركتي به ساير پلانها نسبتاً سخت است و عدم توجه به اين نكته, باعث ايجاد پرش حسي در مخاطب ميشود.
سخني با مديران و تصميم گيرندگان مراكز استاني :
براي ضبط يك تله تئاتر بايد امكانات و عوامل كافي با مدت زمان معقول و مورد نياز، در اختيار برنامه قرار گيرد. كارگردان و عوامل فني بايد فرصت كافي براي هماهنگيهاي لازم فني و هنري و آمادگي ضبط برنامه را پيدا نمايند، نميتوان با شتابزدگي و در مهلت زماني كم توقع كاري با كيفيت را داشت. حتي بايد اين امكان را فراهم نمود كه اگر گروه توليد تصميم به تكرار بخشهايي از كار گرفتند, مانعي بر سر راهشان نباشد.
بسياري از اشكالات كارگرداني تلويزيوني تلهتئاتر مراكز، مربوط به عدم تسلط برخي همكاران نسبت به اصول كارگرداني و تدوين است. به ويژه، شناخت اصول زيبائيشناسي مونتاژ توصيه ميشود، چون بخش عمدهاي از فعاليت كارگردان تلويزيوني, عملاً در حيطة تدوين صورت ميگيرد.
سخني با مديران و تصميم گيرندگان مراكز استاني :
6ـ طراحي صحنه و دكور
در مورد اين عناصر در بخشهاي قبلي اين نوشته آسيبها و نكاتي بيان شد. بسياري از اشكالات و راهكارهاي رفع نقاط ضعف كه ذكر شده است, در مورد وضعيت اين عناصر در بخش تله تئاتر نيز قابل اشاره و بررسي است. در اين بخش, به برخي اشكالات عمده كه بيشتر در قالب تلهتئاتر مشاهده شده است, اشاره ميشود.
طراحي صحنه و دكور معمولاً بر اساس امكانات و وسايل موجود صورت ميگيرد نه بر اساس نيازهاي متن.
در مواقعي كه امكانات مطلوب در اختيار طراح و مجري دكور و صحنه بوده است, متأسفانه محصول اين بخش در خدمت درام نيست.
بعضي مواد خام مورد استفاده, مناسب اجراي دكور تله تئاتر نيست.
تركيب نامناسب رنگها گاهي به تنهايي نقطه ضعف اصلي دكور و صحنه است.
گاهي طراحي صحنه و دكور با ساير عوامل هماهنگ نيست.
پيشنهاد :
هر چند شبكههاي استاني احتمالاً در تأمين بودجة كافي براي توليد تله تئاتر در مضيقه هستند, اما اين دليل نميشود كه براي طراحي صحنه و اجراي دكور, به سراغ وسايل اسقاطي موجود در انبار رفت و بر اساس موجودي انبار, اقدام به طرح و اجراي دكور نمود. در چنين حالتي, يكي از فاكتورهاي مهم تأثيرگذاري و كيفي برنامه از دست ميرود. در درجة اول بايد فضا و مكان مناسب به لحاظ ابعاد براي اجراي دكور و ضبط برنامه در اختيار گروه برنامهساز قرار گيرد و سپس بر اساس نيازهاي متن و در جهت فضاسازي و ارتقاء كيفيت هنري و افزايش تأثيرگذاري برنامه, اقدام به طرح و اجراي دكور نمود. اين فرايند, ناگزيز بايد براي هر برنامهاي ـ به ويژه تله تئاتر ـ به دقت اعمال شود.
از طرف ديگر, طراح دكور بايد نحوة استفادة بهينه و حداكثري از حداقل امكانات را در طرح خود بگنجاند. گاهي با استفاده از اشياء و مواد و ابزار بسيار ساده و پيشپا افتاده, ميتوان به طراحي ايدهآل رسيد.
امكانات و بودجه در تعيين كيفيت يك بخش هميشه تعيين كننده نيست. درك درست از محتوا و پيام و تم (درونمايه)يك متن نمايشي, شرط اوليه و اصلي براي طراحي و اجراي يك دكور موفق است. اين نكتهاي است كه گاهي مورد غفلت قرار ميگيرد. استفاده از اشياء پر زرق و برق يا شلوغ كردن دكور و تبديل صحنه به يك مغازة خرازي, امتياز مثبتي براي طراحي و اجراي دكور محسوب نميشود. همانگونه كه شخصيت و نحوة زندگي ما بر محيط زندگي و سكونت ما تأثيرگذار است و ما نيز متقابلاً از آن تأثير ميپذيريم, در يك متن نمايشي نيز اين اصل در طراحي دكور و صحنه بايد لحاظ شود. توجه به عناصر درام و تلاش در جهت غنيتر نمودن آنها, از وظايف گروه دكور و صحنه است. توجه به سبك و ژانر متن نمايشي و تطبيق دكور با فضاي مورد نظر متن, از ضروريات و عملكرد اين بخش است.
گاهي مشاهده ميشود كه طراح دكور به تمام ظرائف كار خود واقف بوده و طرحي مناسب جهت دكور و صحنهآرايي تله تئاتر تهيه نموده است, اما در مرحلة اجرا, مجري دكور از عهدة كار به خوبي برنيامده است. يكي از اشكالات اساسي در اين خصوص, استفاده از مواد خام نامناسب جهت اجراي طرح دكور است. يعني مصالح استفاده شده. يا اساساً درست انتخاب و يا درست تركيب نشدهاند و يا مستهلك و غير قابل استفاده هستند. تكان خوردن ديوار، ريختگي در لتههاي يونوليتي، و انتشار صداهاي آزار دهنده و نامطلوب از بعضي بخشهاي دكور, بخشي از نتايج اين بيتوجهي نسبت به انتخاب و بكارگيري مواد و مصالح نامناسب است. قطعاً فاكتور صرفهجويي يا شناخت کم از خواص مواد مختلف, عامل اصلي اين اشكلات است كه با كمي دقت، مطالعه، مشورت و هزينه, قابل حل است.
بايد توجه داشت به دليل نگاه دقيق و موشكافانة دوربينهاي تصويربرداري, انتخاب مصالح ساخت دكور در تله تئاتر در مقايسه با به تئاتر صحنهاي از حساسيت بيشتري برخوردار است. شايد بعضي اجراهاي دكورها مناسب صحنة تئاتر باشد, اما وضعيت در استوديوي تلويزيوني متفاوت است. مجري دكور در برنامة تله تئاتر حتي بايد بر تأثير جنس اجزاء دكور بر نور و صدا هم آگاه باشد.
طراح دكور و مجري آن حتماً بايد با ساير عوامل فني مثل تصويربرداران, نورپرداز و صدابردار, هماهنگي لازم را انجام دهد تا عملكرد گروه دكور بر اين بخشها تأثير منفي نگذارد. مثلاً اگر ارتقاع دكور درست تعيين نشود, شايد در حركت بوم صدابردار يا كادربندي تصويربردار تأثير منفي بگذارد . بنابراين, دكور بايد قابليت هماهنگ شدن با ساير بخشها را داشته باشد. گاهي مشاهده ميشود که بافت يا شكل اشياء و پارچهها براي ضبط نرمال ايجاد اشكال ميكنند و موجب ايجاد پارازيتهاي تصوير و نور ميشوند. به همين دليل, آشنائي طراح و مجري دكور از شرايط فني ضبط ضروري است.
در دايرة رنگها هر رنگ داراي ويژگي خاصي است كه در كنار ساير رنگها اين ويژگي يا تقويت ميشود و يا تضعيف. شناخت دقيق اين خصوصيات به لحاظ فيزيكي و روانشناختي براي طراحي دكور مناسب ضروري است. گاهي مشاهده ميشود رنگها به شكلي خام و ابتدائي مورد استفاده قرار ميگيرند و در تعارض با ساير عناصر و فاكتورهاي صحنه حضور دارند.
نشانهشناسي, در استفادة سمبوليك (نمادين) و هدفمند از رنگها به ما كمك ميكند. رنگها نبايد در خلاف جهت مركز توجه صحنة نمايشي قرار بگيرند و درست در لحظهاي كه بازيگر سعي دارد تمام توجه مخاطب را به خود معطوف كند, وجود يك رنگ يا تركيبي از رنگها در بخش ديگري از صحنه, تمام تلاش او را به هدر ميرود, يا نوع جنس رنگها گاهي براي نورپرداز و تصويربردارايجاد مزاحمت ميكند.
قطعاً طراح دكور و لباس به ويژه در زمينة رنگ بايد به توافق و هدفي مشترك دست يابند. رنگهاي متضاد و مكمل بايد با نگاهي تحليلي و زيبائي شناسانه مورد استفاده قرار گيرند. البته افراط در اين باره صحيح نيست و در هر اقدامي بايد منطق و سبك حاكم بر متن و فضاي نمايش را مورد توجه نظر قرار داد.
سخني با مديران و تصميم گيرندگان مراكز استاني :
ضروري است نسبت به همة بخشهاي برنامهها نگاهي متعادل و متوازن داشت. هر يك از اشكالات در بخش دكور, مثل اين است كه مثلاً بخشي از گريم بازيگر ناقص يا كادر دوربين كج و يا اينكه بازي بازيگر ضعيف باشد همانطور که اشكالاتي از اين دست پذيرفتني نيست, در زمينة دكور هم بايد حساس بود. گاهي صرفهجويي و اجبار گروه دكور در استفاده از مواد فرسوده و اسقاطي, موجب وارد شدن آسيبهاي جدي به برنامه ميشود و كل سرمايهگذاري مذكور را تهديد ميكند. برقراري ارتباطي سازنده با ساير مراكز فرهنگي و هنري استان و ادارات و نهادهاي مختلف, ميتواند بخشي از اين مشكلات راحل نمايد.
ايجاد فضا و زمينة مناسب جهت استفادة بهينه و توأم با آرامش از امكانات بيشتر نيازمند توجه و برنامهريزي است, نه صرف بودجه و هزينه.
7ـ نورپردازي
همة ما بارها شاهد اين بودهايم كه نور در مجلس عروسي و عزا و در خانه و محل كار و در ساعات مختلف, متفاوت است. ما در زندگي واقعي نور محيط را متناسب با شرايط و حالات مختلف خود تغيير ميدهيم. اما همين تجربيات ساده اما مهم و عميق, در نورپردازي تلهتئاتر مراكز كمتر مورد توجه همکاران گرامي قرار ميگيرد زحمات همكاران نورپردازي در شبكههاي استاني را نميتوان ناديده گرفت, اما به هر حال ضعفهاي آشكاري وجود دارد كه به برخي از آنها قبلاً اشاره شده است و به بعضي ديگر پرداخته ميشود :
معمولاً نور تخت و صرفاً روشن كننده و پر كنندة فضا است.
نور موضعي كمتر مورد توجه قرار ميگيرد.
نورپردازي غلط گاهي چشم را آزار ميدهد و موجب اشكال فني در تصوير ميشود و يا ضعف بخشهايي مثل دكور و گريم را آشكارتر ميكند.
پيشنهاد
با توجه به كاهش طبيعي حجم و كيفيت اكشن و جلوههاي ويژة بصري صحنهها در تله تئاتر نسبت به كارهاي داستاني, بايد از عوامل در اختيار در جهت بيان و تجسم جذابتر و تأثيرگذارتر موضوع حداکثر استفاده را نمود. اگر اين نكته مورد توجه قرار گيرد, آن وقت نور و نورپردازي صرفاً عاملي براي روشن شدن صحنه يا ضبط نرمال تصاوير نيست. كمك به فضاسازي و كشف شخصيتها توسط مخاطب، ايجاد عمق ميدان در دكور و صحنه، و ... تنها بخشي از قابليتهاي نورپردازي است. زحمات بعضي از همكاران نورپرداز در شبكههاي استاني شايان تقدير است اما در بعضي ديگر از آثار تله تئاتر, عملاً بيتوجهي يا كم توجهي نسبت به اين امور مشاهده ميشود. بازبيني آثار موفق داخلي و خارجي، مطالعة كتابها و نشريات تخصصي، شناخت كاربري درست از ابزار موجود و ... راهكارهايي جهت دستيابي به اين هدف است.
معضلي كه در اكثر كارهاي استوديويي مشاهده ميشود, عدم بكارگيري نورهاي موضعي است. بعضي از همكاران ترجيح ميدهند با نورهاي عمومي, كار نورپردازي تلهتئاتر را فيصله دهند و نورهاي موضعي در طرح نور آنها جايگاهي ندارد. از طرف ديگر بايد توجه داشت كه چراغهاي مخصوص نورپردازي كه در سقف استوديو جاسازي شدهاند, تنها ابزار نوردهي موجود نيست. استفاده از چراغهاي مختلف حتي لامپهاي تزئيني, در بسياري از برنامههاي تلويزيوني كاربرد يافته است. البته نبايد فراموش كرد که همة اين اقدامات در چارچوب مسائل فني و در خدمت عوامل درام صورت ميپذيرد. در اين خصوص بايد دست به ابتكار عمل زد.
نورپرداز بايد به گونهاي عمل نمايد كه ايرادات و اشكالات بخشهايي نظير دكور و گريم برجسته نشود. از طرفي over يا under چك شود بودن تصاوير موجب قطع ارتباط حسي مخاطب ميشود. با توجه به اهميت اين نكات, نورپرداز جز در موارد ضروري و منطقي نبايد از نورهاي نامتعارف استفاده نمايد. مثلاً در يكي از تلهتئاترهاي بسيار خوش ساخت, مشاهده شد كه جهت القاي فضاي رواني سنگين حاكم بر شخصيتها, اكثر قسمتهاي صحنه در تاريكي مطلق قرار گرفته است. شايد براي يک زمان كوتاه اين طراحي نور جذاب و تأثيرگذار است اما در دراز مدت و در مدت زمان كل برنامه, موجب خستگي و ملال مخاطب و يكنواختي تصاوير ميشود و تأثير اولية خود را نيز از دست ميدهد. بنابراين شرايط فني ضبط بايد به شكلي استاندارد فراهم شود تا تصاوير اشكالات فني پيدا نكنند.
سخني با مديران و تصميم گيرندگان مراكز استاني :
اشكالات نورپردازي در برخي برنامههاي داستاني با کمي اغماض و در نظر گرفتن شرايط سخت توليد شايد پذيرفته باشد, ولي در برنامههاي تلهتئاتر اين مشكل اصلاً قابل قبول نيست. وجود آرامش نسبي هنگام ضبط، در اختيار داشتن امكانات فني قابل قبول و نبود عوامل و فاكتورهاي مزاحم صحنهاي در استوديو و ... همه باعث ميشود كه اشكالات نورپردازي در تلهتئاتر, به هيچ وجه توجيه پذيرنباشد.
حضور همكاران با تجربه و مشورت با آنها, باعث ارتقاء كيفيت نورپردازي برنامه ميشود. فيكس كردن نورها و ثبت موقعيت چراغها در كارهاي زمانبر, ضروري است تا در صورت استفادة همزمان چند برنامه از استوديو, مشقت نورپردازي به حداقل برسد.
استفاده از فيلترها در صورت لزوم و استفاده از ابزار و تجهيزات افزودني به امكانات موجود در استوديو, فاكتورهايي است كه بايد مورد توجه قرار گيرد. نورپردازي نيازمند زمان و صرف وقت كافي است و بايد اين امكان را به گروه نورپردازي داد. گاهي اوقات نميتوان امكانات در اختيار اين گروه را از يك حداقلي كمتر كرد, زيرا عملاً امكان كار سلب ميشود. تبادل تجربه و به روز شدن دانش همكاران در اين زمينه ضروري است.
8ـ گريم
از آنجايي كه گريم جزئي از وجود كاراكتر را تشكيل ميدهد, يكي از حساسترين عناصر هنري هر برنامة داستاني و نمايشي است. اغلب تلهتئاترها در اين بخش دچار اشكالات جدي هستند كه به برخي از شايعترين آنها اشاره ميشود.
طراحي گريم كمتر بر اساس شخصيتپردازي صورت ميگيرد.
اجراي گريم اغلب ضعيف است, به ويژه در ارتباط با بازيگران زن.
موارد مورد استفاده با كيفيت نيست.
گاهي گريم بسيار ابتدائي است و در خدمت اجراي جلوههاي ويژة بصري و افزايش تأثيرگذاري نيست.
پيشنهاد
لازم به توضيح است که اين اصل پايه و مهم در مورد گريم را همه همكاران ميدانند كه طراحي گريم برگرفته از طراحي شخصيت است. اما به شرطي كه طراح گريم درك و تحليل درستي از شخصيت داشته باشد, يا اينكه اساساً طراحي گريم به شكل حرفهاي و تعريف شدة آن وجود داشته باشد.
براي پرهيز از اشكالات موجود, بايد براي گريم هر يك از شخصيتها اتودهاي مختلف آزموده شود و با مشورت كارگردان, بهترين طرح انتخاب شود. سپس طرح گريم منتخب بهطور آزمايشي تست شود. البته همكاران محترم گريمور مراحل طرح و اجراي گريم را به خوبي ميشناسند, اما پارهاي اشكالات فاحش در اين بخش, توضيح واضحات را ناگزير ميسازد.
گاهي در طراحي گريم دقت و ايدة مناسب ديده ميشود. اما اجرا ضعيف است. اجراي بينقص گريم به اندازة طراحي آن اهميت دارد. كساني كه با ابزار كار گريم آشنا هستند, بايد بكارگيري ابزار و چگونگي اجراي گريمهاي پيچيده را بياموزند, بعد از اين مرحله, به عنوان گريمور در برنامه ايفاي وظيفه نمايند. به لحاظ محدوديت و وجود برخي كمبودها, معمولاً اجراي گريم بازيگران زن اشكالات بيشتري دارد. مجريان گريم بانوان بايد از مهارت و دانش كافي برخوردار شوند كه با مقداري آموزش و حمايت, اين مهم دست يافتني است. همكاران بايد توجه نمايند که گريم با آرايش تفاوت دارد.
از طرفي در بعضي مواقع, گريم بازيگران بر اساس معيارهاي تئاتر صحنهاي انجام ميشود؛ هر چند تلهتئاتر بسيار وامدار نمايش صحنهاي است ولي ماهيتي تلويزيوني دارد. لذا به تبع ساير عناصر, گريم نيز بايد مناسب عرضه در مديوم تلويزيون باشد. ريش و سبيل براق، خطوط چهرة پر رنگ شده و ... اصلاً مناسب يك تلهتئاتر نيست. هم جنس مواد مصرفي و هم نوع اجراي گريم بايد به باورپذيري و واقعنمايي طرح گريم كمك نمايد.
استفاده از برخي مواد مضر, سلامتي بازيگران را مورد مخاطره قرار ميدهد. استفاده از برخي چسبها نيز موجب بروز حساسيت و بيماري پوستي ميشود. بنابراين, بايد حتماً از مواد مصرفي استاندارد استفاده نمود. گاهي مشاهده ميشود نقاط حساس صورت مثل اطراف چشمها معمولاً جهت افزايش سن بازيگر با قشري از چسب پوشيده ميشود. براي افزايش سن بايد راهكار مناسب و لوازم و مواد استاندارد را اختيار نمود. بهرهگيري از كتب تخصصي و پيگيري دستآوردهاي جديد ميتواند تا حدودي راهگشا باشد.
نكتهاي كه همكاران گريمور بايد توجه داشته باشند, اين است كه براي تأثيرگذاري بيشتر يك تلهتئاتر و ايجاد جذابيت براي مخاطب, بايد تلاش نمود در صورت امكان وقايع اتفاقيه باور پذير و واقعي جلوه نمايد. در اجراي جلوههاي خاص بصري, گريم يك ركن اساسي است. گريمور بايد از تكنيكهاي طراحي و اجراي جلوههاي ويژة بصري به ويژه مواردي كه روي صورت و اندام بازيگر اتفاق ميافتد, آگاه باشد تا بتواند در موقع لزوم مسئول اين بخش از برنامه را ياري نمايد. در اين خصوص فيلمهاي آموزشي وجود دارد كه براي تقريب به ذهن, اين موضوع مفيد است. به هر حال, هر گونه نقص در طرح واجراي گريم باعث جلب توجه مخاطب و پرش حسي در او ميشود. تماشاگران عادي هم تفاوت بين يك گريم تصنعي با يك گريم واقعگرا را به راحتي تشخيص ميدهند.
سخني با مديران و تصميم گيرندگان مراكز استاني :
كارگردانهاي جوان و كمتجربه در اجراي متون نمايشي دچار ضعفهاي نسبي هستند. و اين واقعيتي است كه بايد پذيرفت. حال اگر قرار باشد صحنهاي از متني در مكانهاي شلوغ نظير خيابان و مدرسه و غيره ضبط شود, سختي كار براي اين عزيزان چند برابر ميشود. محدوديتهاي زماني و بودجهاي و اياب و ذهاب، سختي كار پذيرائي گروه و هماهنگي با طلوع و غروب خورشيد و بسياري محدوديتها و مشكلات ديگر, دست به دست هم ميدهند و برآيند سنگين آنها بر دوش گروه توليد ـ به ويژه كارگردان و تهيه كننده ـ سنگيني ميكند و نتيجهاي جز افت كيفيت برنامههاي داستاني ندارد.
آيا بهتر نيست مركز ثقل توليد برنامههاي داستاني و نمايشي در قالب تلهتئاتر قرار گيرد كه در استوديو و داخل مركز ضبط ميشوند که تمام محدوديتهاي فوقالذكر در آنها يا به كلي حذف ميشود يا به كنترل عوامل توليد درميآيد اگر هدف از توليد برنامه ارائة آثار فاخر، پر محتوا و داراي پيام ارزشمند, است تله تئاتر در جهت دستيابي به اين هدف, از قابليتهاي فراواني برخوردار است.
__________________
انکه دائم طلب سوختن ما میکرد ،کاش می آمد و از دورتماشا می کرد
|